انتشار برنامه دوره آنلاین ژک لکان در موزه فروید لندن؛ نشستی درباره گفتار، زبان و مبانی روانکاوی لکانی.

دکتر میترا کدیور پزشک و یک روانکاو فرویدی ـ لکانی است. او پس از اتمام دانشکده پزشکی در سال ۱۳۵۸ برای ادامه تحصیل رهسپار دیار غرب شده و در شهریور ۱۳۷۲ پس از سالها اقامت در پاریس و نیویورک به وطن بازگشت ادامه لینک

هدف نهایی از روانکاوی در گسترش، گسترش دادن گفتار روانکاوی است.اما گفتار روانکاوی از داخل این صحبت ها، از داخل کتاب یا نمی دانم از داخل سخنرانی بیرون نمی آید. بلکه گفتار روانکاوی از دل روند مداوا بیرون می آید و این یکی از تفاوت های اساسی گفتار روانکاوی با گفتار دانشگاهی است.

I have every right, like Freud, to share my dreams with you. In contrast to those of Freud, my dreams are not inspired by the desire to sleep. What moves me is rather the desire to wake up من حق دارم مانند فروید رویاهای خود را با شما در میان بگذارم. برخلاف فروید ، رویاهای من از میل به خواب الهام نمی گیرد. آنچه مرا به حرکت در می آورد ، تمایل به بیدار شدن است.

اشتباهی آزار دهنده و خنده دار را یافتم که در زمان تعطیلاتم در کوچه های شهری غریبه که قدم می زنم به آن برمی خورم . در این مواقع چشمان به تابلو مغازه هایی می خورد که روی آن نوشته آثار باستانی یا عتیقه و از اینجا روح جستجوکننده و گردآورنده ی عتیقه ها در من آشکار می شود. 1904 SIGMUND FREUD/The Psychopathology of Everyday Life
.jpg)
"I always speak the truth. Not the whole truth, because there's no way, to say it all. Saying it all is materially impossible: words fail. Yet it is through this very impossibility that the truth holds onto the real."

The Uncanny: A Centenary’ is at the Freud Museum London from 30 October 2019 to 9 February 2020
انتشار برنامه دوره آنلاین ژک لکان در موزه فروید لندن؛ نشستی درباره گفتار، زبان و مبانی روانکاوی لکانی.
انتشار شماره جدید خبرنامه NLS Press برای ژوئیه و اوت ۲۰۲۶؛ مروری بر تازهترین اخبار، سمینارها و فعالیتهای مدرسه نوین روانکاوی لکانی.
ویدئوی سخنرانی جدید ژک-آلن میلر با عنوان «چه نوع مدرسهای برای فردا؟» منتشر شد؛ سخنرانیای درباره آینده آموزش و انتقال روانکاوی لکانی.
ثبتنام دوره آنلاین «ساختارهای تشخیصی و تکنیک بالینی لکانی» آغاز شد. این دوره از اوت تا دسامبر ۲۰۲۶ با تدریس جیسون چایلدز و درک هوک برگزار میشود.
انتشار کتاب «Nostalgia, Fantasy, and the Futures of Masculinity»؛ اثری تازه در مجموعه Palgrave Lacan Series که با رویکرد روانکاوی ژک لکان به بحران مردانگی و هویت معاصر میپردازد.
کمتر از دو هفته تا آغاز بزرگترین گردهمایی بینالمللی روانکاوی لکانی در سائوپائولو
این کتاب که از مهمترین سمینارهای لکان به شمار میرود، اکنون برای نخستین بار بهصورت رسمی در اختیار مخاطبان انگلیسیزبان قرار گرفته است.
به گزارش وبگاه خبری Futurism، یک پژوهشگر امنیتی با نام مستعار «Thereallo» مدعی شده است در بررسی نسخهای از کلاد کد، متعلق به شرکت آنتروپیک، کدی پنهان را شناسایی کرده که میتوانسته اطلاعاتی مانند منطقه زمانی سیستم و استفاده از سرورهای واسط را برای تشخیص برخی کاربران مرتبط با شرکتهای هوش مصنوعی چین جمعآوری کند. به گفته وی، این قابلیت در اعلان سیستمی مدل پنهان شده و برای کاربران قابل مشاهده نبوده است.
آنها به ما یورش برده بودند، تمام وسایل ما را تفتیش و سپس ضبط کرده بودند، خود ما را بازداشت و تحت بازجوئی و شکنجه قرار داده بودند، ما را در بازداشتگاه پلیس آگاهی انداخته بودند و همه این کارها خودسرانه و بدون حکم قضائی بود. آن ۱۶ مرد در وضعیت بسیار بدی قرار داشتند بخصوص این که هیچ نیروی نسوانی هم همراهشان نبود. آنها تلاش کردند از دفاتر یادداشت ما و گوشی های ما، بدون حکم قضائی، چیزی را پیدا کنند شاید بتوانند از این مخمصه نجات یابند.
مصاحبه حاضر حاصل گفتوگوی جرج سیلوستر ویرک با زیگموند فروید در سال ۱۹۲۶ است؛ گفتوگویی که بعدها با عنوان The Value of Life شناخته شد و از مشهورترین مصاحبههای تاریخ روانکاوی به شمار میرود. برخلاف بسیاری از آثار نظری فروید، این متن در قالب پرسش و پاسخ تنظیم شده و خواننده را بیواسطه با دیدگاههای او درباره زندگی، مرگ، خوشبختی، عشق، فرهنگ و سرشت انسان آشنا میکند. ارزش این مصاحبه تنها در جنبه تاریخی آن نیست، بلکه در سادگی بیان و امکان مشاهده اندیشههای فروید خارج از زبان فنی و تخصصی روانکاوی نیز نهفته است. از همین رو، این گفتوگو همچنان یکی از خواندنیترین متون برای علاقهمندان به روانکاوی و تاریخ اندیشه محسوب میشود.
حقیقت در روانکاوی نه محتوایی پنهان، بلکه اثری از شکاف ساختاری سوژه است. این مقاله با رجوع به فروید، لکان و میلر، نسبت حقیقت با دال، سمپتوم، ژوئیسانس و mi-dire را بررسی میکند و نشان میدهد که ساختارهای هیستریک و ابسسیونل دو شیوهٔ متفاوت برای نسبت یافتن با حقیقتی هستند که هرگز به تمامی گفته نمیشود.
عنوان "عشقهای دردناک"[[“Les amours douloureuses” با عنوان عشقهای ناکام [“Les amours malheureuses”] همآواست. این عنوان، دیمانسیونِ دراماتیک، و حتی تراژیکِ عشق، یا به تعبیر دقیقتر، عشقها را فرا میخواند.
بدون وزنه و تکیهگاه نامِ پدر، کودک ممکن است در معرض بلعیده شدن قرار گیرد، یا بهصورت متافوریک(metaphorical) در ماسههای روان فرو برود. در نسبت سوژه با زبان، این وضعیت میتواند به شکل زنجیرهای از چیزی ظاهر شود که بهخوبی گره نخورده است؛ چیزی که در نقطه دوخت (point de capiton) لغزیده است، یا حالتی که سوژه در یک هولوفراز (holophrase) گرفتار شده باشد. نسبت سوژه با زبان و بدن در میان است.
صلح معمولاً بهمثابه پایانِ جنگ فهمیده میشود؛ گویی با خاموش شدنِ سلاحها، وضعیتِ انسانی نیز به تعادل بازمیگردد. اما از منظر روانکاوی، صلح هرگز صرفاً فقدانِ خشونت نیست. آنچه مسئلهساز است این است که چرا انسان، حتی در امنترین وضعیتهای اجتماعی، همچنان در معرضِ بازگشتِ پرخاشگری، نفرت و ویرانگری باقی میماند. پرسش روانکاوی نه این است که چگونه جنگ آغاز میشود، بلکه این است که چرا صلح تا این اندازه شکننده است.
جنگ برای سوژه، پیش از آنکه یک واقعهی بیرونی باشد، گسستی در پیوستگیِ جهان است. آنچه پیشتر بدیهی مینمود-امنیت، تداوم، قابلیت پیشبینی-ناگهان از کار میافتد. این همان لحظهای است که زیگموند فرویددر متن «Thoughts for the Times on War and Death» توصیف میکند: فروپاشیِ این توهم که تمدن توانسته است خشونت را مهار کند. جنگ نشان میدهد آنچه واپس زده شده بود، نه از میان رفته، بلکه صرفاً به تعویق افتاده است.
سوژهی ابسسیونل معمولاً با رنجِ انتخاب برای روانکاوی نمی آید؛ با رنجِ «امکانِ انتخاب» میآید. مسئله نه این است که چه باید بکند، بلکه این است که هر کنش، چیزی را برای همیشه منتفی میکند. آنچه او را متوقف میسازد، اشتباه نیست؛ غیرقابلبازگشت بودنِ تصمیم است. ابسسیونل میخواهد لحظهای را حفظ کند که هنوز همهچیز ممکن است، زیرا در این تعلیق، هیچ چیز از دست نرفته است.
لکان میگوید کلاین تحلیل را به مسئله "رابطه با ابژه" فرو میکاهد در حالیکه روانکاوی اصیل با "ساختار زبان" و جایگاه سوژه نسبت به ابژهی اشتیاق سروکار دارد، نه با کیفیت رابطه با ابژه.کلاین از روانکاوی، روانشناسی روابط ابژه میسازد.
در بسیاری از تحلیلهای انتقادیِ معاصر، بهدرستی بر این نکته تأکید میشود که تقابلهای سیاسیِ مسلط-حتی آنجا که بهشدت متخاصم به نظر میرسند- اغلب در سطحی عمیقتر درون یک افق نمادین(سمبولیک) مشترک عمل میکنند. این تشخیص، ریشه در سنتی دارد که از فروید آغاز میشود و در لکان و خوانشهای متأخر او ادامه مییابد؛ جایی که مسئلهی اصلی، نه صرفاً قدرت، بلکه سازمانیافتگیِ اشتیاق و جایگاهِ سوژه است