خیانت، پرده از این حقیقت برمیدارد که اشتیاقِ دیگری هرگز بهطور کامل در اختیار سوژه نبوده است. زنِ خیانتدیده ممکن است صحنه را ترک کند؛ مردِ خیانتدیده ممکن است بخواهد آن را نابود کند — با تحلیلِ فروید و لکان دربارهی حسادت، invidia، و فانتزی، و با تکیه بر نمونهی فیلمِ Unfaithful، نشان داده میشود که حذفِ رقیب یا حتی زن، با نابودیِ خودِ ساختارِ فانتزی یکی نیست؛ آنچه خیانت آشکار میکند، فقدانی است که با حذفِ هیچیک از عناصرِ صحنه از میان نمیرو