در 7 دسامبر سال 1938 ، کارمند رادیو BBC زیگموند فروید را در خانه جدید خود در همپستد ، شمال لندن ملاقات می کند . خانه ای که فروید چند ماه پیش تر پس ازالحاق و استقرار نازی ها در اتریش به آنجا نقل مکان کرده بود.
در 7 دسامبر سال 1938 ، کارمند رادیو BBC زیگموند فروید را در خانه جدید خود در همپستد ، شمال لندن ملاقات می کند . خانه ای که فروید چند ماه پیش تر پس ازالحاق و استقرار نازی ها در اتریش به آنجا نقل مکان کرده بود.
امر واقع از اصطلاحات مهم ژک لکان است که برای درک آن باید تاریخچه آن را از ابتدا مورد بررسی قرار داد . در وهله نخست آنچه که اهمیت دارد این است که تمام مفهوم پردازی ها و صورتبندی های لکان مبتنی بر روانکاوی است ، او تمام نظریات خود را ذیل شعار اصلی خود( بازگشت به فروید) صورت بندی می کند بنابراین لکان مفهوم امر واقع را از خواندن دقیق گزارشات فروید از تاریخچه ی بیماران و مقالات ذیل استخراج می کند
هر مردی اعتقاد دارد وقتی عاشق زنی است به او اشتیاق میورزد. مرد وقتی که اشتیاق میورزد هرگز با شریکی جز ابژه a که علت اشتیاق اوست، سر و کار ندارد. زن، یک سمبول فقدان برای مرد است، و آن ارزش ژوئیسانس ممنوعهای است
شرحی که در اینجا از دیدگاههای او مشاهده خواهیم کرد به شدت فشرده است و حتی امروز نیز درک کامل آنها آسان نیست. اگرچه اکنون میدانیم که فروید در این مقاله به کمتر چیزی اشاره کرده است که از مدتها پیش در ذهنش نبوده باشد، این مقاله در هنگام چاپ میبایست برای خوانندگانش گیجکننده و سرشار از مفاد تازه بوده باشد.
ترجمة اصلاح شدة کنونی مبتنی بر نسخهای است که در سال ۱۹۲۵ به چاپ رسید، که البته تا حد زیادی بازنویسی شده است. از طریق دکتر ارنست جونز[1] میدانیم که فروید در ژوئن ۱۹۱۰ شروع به کار بر روی این مقاله کرد، و در همان زمان مشغول کار بر روی سابقة بیماری شربر[2] بود (1911c). پیشرفت این مقاله کند بود، اما فروید در تاریخ ۲۶ اکتبر در انجمن روانکاوی وین دربارة این موضوع سخنرانی کرد، ولی مخاطبین را بیاعتنا یافت و خودش نیز از آنچه ارائه کرده بود احساس رضایت نداشت. بالاخره در ماه دسامبر فروید به راستی شروع به نوشتن این مقاله کرد. مقاله در آخر ژانویة سال ۱۹۱۱ به پایان رسید، اما چاپش تا پایان بهار به تعویق افتاد، تا اینکه همزمان با مورد شربر در مجلة فاربوخ[3] منتشر شد.
روش روانکاوی فروید روند رواندرمانگرانه خاصی که فروید به کار میگیرد و به عنوان «روانکاوی» توصیف میکند، سربرآورده از آن چیزی است که به عنوان روش «تخلیه هیجانی» (کاتارتیک) شناخته شده بود و توسط وی در مشارکت با جوزف بروئر در کتابشان «مطالعاتی بر هیستری» (۱۸۹۵) مورد بحث قرار گرفت
وقتی واقعیت (reality)دیگر توسط صحنه فانتزی سازماندهی و آرام نمی شود ، تجربه واقع به شکلی ظاهر می شود که برای هر شخص بی نظیر(unique) است.
چند روز پیش زنی میان سال تحت حمایت و سرپرستی یک دوست خانم، به منظور مشاوره، با شکایت از حالات اضطرابی نزد من آمد. او در نیمه دوم چهل سالگی زندگی بود، انصافاً خوب مانده بود و زنانگیاش به وضوح هنوز پایان نپذیرفته بود. دلیل تسریع حالات اضطرابیاش طلاق از آخرین همسرش بوده، اما طبق نظر خودش از زمانی که با یک پزشک جوان در حومه شهری که سکونت داشت؛ مشورت کرده بود، اضطرابش به طور قابل ملاحظهای شدت یافته بود، زیرا که پزشک به او القا کرده بود که علت اضطرابش فقدان ارضای جنسی است. او اظهار کرده بود که این خانم نتوانسته فقدان همآغوشی با همسرش را تحمل کند و بنابر این تنها سه راه وجود دارد که او بتواند سلامتیاش را به دست آورد – یا به همسرش برگردد، یا معشوقی برگزیند و یا از طریق خودش به ارضا دست یابد.
در این مصاحبه که در سالِ ۱۹۷۴ برایِ مجلهی ایتالیاییِ پانوراما انجام شده،گویی لکان به مددِ سحر و جادو دوباره با قدرت تمام زنده شده و با ما سخن می گوید. مصاحبهگرِ ایتالیایی، ایمیلیو گرانزاتو، به این نکته اشاره می کند که «حرف و حدیث بسیاری دربارهی بحران روانکاوی وجود دارد». جای شکرش باقی است که سخنان لکان پر است از صداقت و درایت و وضوح و دقت؛ موضع لکان از زمین تا آسمان فرق میکند با روانکاویِ «دلخوش کنندهای» که چندی از شاگردانِ فروید پایهریزی کردند. این شاگردان تکنیکهای درمانی را به شکل آیینها و تشریفاتی در آوردند که بیمار را آرام آرام دوباره با محیط اجتماعیاش سازگار میکند. لکان در اینباره میگوید: «این کار دقیقاً نفی فروید است». ترس و دلهرههای لکان در آن زمان چه بودند؟ او در این مصاحبه قدرت پیشگوییاش را به رخمان میکشد و از حرفهایش میفهمیم که او در سال ۱۹۷۴ از بازگشت مذهب و تفوقِ علم هراس داشته. آیا بحث بر سر سکس و مسائل جنسی است که در همه جا به چشم میخورد؟ نه، این مسأله چیزی نیست جز نوعی بازکردن دروغین فضا که چندان اهمیتی ندارد. اما مداخلهی علمی.. خب، این یکی فرق میکند