00491755234725

مقاله ها

مجموعه مطالب یا مقالات وب‌سایت
نمایش در هر صفحه
6 4 1405
ماسه‌های روان (Quicksand)

بدون وزنه و تکیه‌گاه نامِ پدر، کودک ممکن است در معرض بلعیده شدن قرار گیرد، یا به‌صورت متافوریک(metaphorical) در ماسه‌های روان فرو برود. در نسبت سوژه با زبان، این وضعیت می‌تواند به شکل زنجیره‌ای از چیزی ظاهر شود که به‌خوبی گره نخورده است؛ چیزی که در نقطه دوخت (point de capiton) لغزیده است، یا حالتی که سوژه در یک هولوفراز (holophrase) گرفتار شده باشد. نسبت سوژه با زبان و بدن در میان است.

1 3 1405
صلح و ناخشنودی سوژه

صلح معمولاً به‌مثابه پایانِ جنگ فهمیده می‌شود؛ گویی با خاموش شدنِ سلاح‌ها، وضعیتِ انسانی نیز به تعادل بازمی‌گردد. اما از منظر روانکاوی، صلح هرگز صرفاً فقدانِ خشونت نیست. آنچه مسئله‌ساز است این است که چرا انسان، حتی در امن‌ترین وضعیت‌های اجتماعی، همچنان در معرضِ بازگشتِ پرخاشگری، نفرت و ویرانگری باقی می‌ماند. پرسش روانکاوی نه این است که چگونه جنگ آغاز می‌شود، بلکه این است که چرا صلح تا این اندازه شکننده است.

13 1 1405
جنگ بعد واقع و سرنوشت سوژه

جنگ برای سوژه، پیش از آن‌که یک واقعه‌ی بیرونی باشد، گسستی در پیوستگیِ جهان است. آنچه پیش‌تر بدیهی می‌نمود-امنیت، تداوم، قابلیت پیش‌بینی-ناگهان از کار می‌افتد. این همان لحظه‌ای است که زیگموند فرویددر متن «Thoughts for the Times on War and Death» توصیف می‌کند: فروپاشیِ این توهم که تمدن توانسته است خشونت را مهار کند. جنگ نشان می‌دهد آنچه واپس زده شده بود، نه از میان رفته، بلکه صرفاً به تعویق افتاده است.

25 9 1404
ابسسیونل در تعلیق برای رسیدن به قطعیت 

سوژه‌ی ابسسیونل معمولاً با رنجِ انتخاب برای روانکاوی نمی آید؛ با رنجِ «امکانِ انتخاب» می‌آید. مسئله نه این است که چه باید بکند، بلکه این است که هر کنش، چیزی را برای همیشه منتفی می‌کند. آنچه او را متوقف می‌سازد، اشتباه نیست؛ غیرقابل‌بازگشت بودنِ تصمیم است. ابسسیونل می‌خواهد لحظه‌ای را حفظ کند که هنوز همه‌چیز ممکن است، زیرا در این تعلیق، هیچ چیز از دست نرفته است.

16 9 1404
پستانِ گم شده : از ابژه خوبِ کلاین تا ابژه aی لکان

لکان می‌گوید کلاین تحلیل را به مسئله "رابطه با ابژه" فرو می‌کاهد در حالی‌که روانکاوی اصیل با "ساختار زبان" و جایگاه سوژه نسبت به ابژه‌ی اشتیاق سروکار دارد، نه با کیفیت رابطه‌ با ابژه.کلاین از روانکاوی، روانشناسی روابط ابژه می‌سازد.

3 9 1404
خلاءِ ناب، سیاستِ تعلیق و توهمِ رهایی

در بسیاری از تحلیل‌های انتقادیِ معاصر، به‌درستی بر این نکته تأکید می‌شود که تقابل‌های سیاسیِ مسلط-حتی آنجا که به‌شدت متخاصم به نظر می‌رسند- اغلب در سطحی عمیق‌تر درون یک افق نمادین(سمبولیک) مشترک عمل می‌کنند. این تشخیص، ریشه در سنتی دارد که از فروید آغاز می‌شود و در لکان و خوانش‌های متأخر او ادامه می‌یابد؛ جایی که مسئله‌ی اصلی، نه صرفاً قدرت، بلکه سازمان‌یافتگیِ اشتیاق و جایگاهِ سوژه است

24 8 1404
فروپاشی طبقه‌ی متوسط؛ از بحران اقتصادی تا فروپاشی سوژه

در لایه‌های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و روانی جامعه مشاهده کرد. در مرکز این فروپاشی، پدیده‌ای قرار دارد که اغلب نادیده گرفته می‌شود: محو شدن طبقه‌ی متوسط و ناتوانی در بازتولید آن.در اغلب نظریه‌های کلاسیک توسعه، طبقه‌ی متوسط نه یک گروه صرفاً اقتصادی، بلکه یک کارکرد اجتماعی است. این طبقهحامل سرمایه‌ی فرهنگی و نمادین است،قانون‌پذیری و عقلانیت نهادی را بازتولید می‌کند.میان دولت و طبقات فرودست نقش میانجی ایفا می‌کند.افق آینده، تاخیر در ارضا و پروژه‌ی زندگی را ممکن می‌سازد.به همین دلیل، دولت‌های توسعه‌گرا تمرکز خود را نه بر حذف فقر صرف، بلکه بر تثبیت و گسترش طبقه‌ی متوسط می‌گذارند. نه از سر فضیلت اخلاقی، بلکه از سر عقلانیت سیاسی.

12 8 1404
فانتزی نجات / ابژه نجات

فروید ریشه‌ی این تمایل و اشتیاق را در دوران کودکی جست‌وجو می‌کند: پسر در کودکی، مادری را تجربه کرده که به‌ نوعی رنج می‌کشیده، ناراضی، افسرده یا ناتوان بوده.کودک اشتیاق دارد مادرش را نجات دهد، اما ناتوان است.این اشتیاق در ناخودآگاه باقی می‌ماند و بعدها در بزرگسالی، مرد در جست‌وجوی زنانی می‌افتد که نماینده‌ی آن مادر رنجور باشند، تا این‌بار نجات را به انجام برساند.این نوع عشق وابسته به رنج ابژه است. اگر زن نجات پیدا کند و قوی شود، ممکن است تمایل مرد به او از بین برود. بنابراین، اشتیاق به نجات گاهی با نوعی نیاز پنهان به حفظ رنج در ابژه همراه است.

25 6 1404
در باب نارسیسیسم

در این مقاله، فروید چند نکتهٔ کلیدی را مطرح می‌کند 1. فروید نارسیسیسم را به عنوان مرحله‌ای از رشد لیبیدویی معرفی می‌کند: بین اتو اروتیسم (auto-eroticism) وابژه عشق (object-love). 2. او بین لیبیدو-من (ego-libido) ولیبیدوی ابژه (object-libido)تفکیک می‌گذارد: یعنی بخشی از انرژی روانی (لیبیدو) که به خود شخص برمی‌گردد و بخشی که به سوی اشیاء یا دیگران می‌رود.

7 7 1403
زوال واقعیت در روان نژندی و روان پریشی

زوال واقعیت در روان نژندی و روان پریشی هنگامی که ما با یک روان نژندی روبرو می شویم که در آن علت هیجان انگیز («صحنه تروماتیک») شناخته شده است و می توانید ببینید که چگونه فرد درگیر از چنین تجربه ای روی گردان می شود و آن را به سمت فراموشی سوق می دهد. به عنوان مثال به یک پرونده که سالها پیش مورد تحلیل قرار دادم اشاره خواهم کرد

12 3 1402
بُعد واقع

بُعد واقع بُعد واقع از حیث مفهومی از دشوارترین مفاهیم و به همان اندازه جذاب و مسحور کننده است . بخشی از دشواری آن بدین روی می باشد که بُعد واقع یک « چیز » نیست؛ ابژه ای مادی در جهان یا جسم انسان یا حتی « واقعیت » نیست.

3 3 1402
درسنامه‌های دکتر کدیور: شروع مقاله «کودکی را می زنند»

تروما برای هر آدمی ویژگی مطلق دارد، یعنی یک تروما بطور عمومی و فراگیر وجود ندارد. حالا مطلب اساسی که در این تحقیق بود همین بود، بقیه اش را که البته خودتان هم به آن توجه کردید. حالا مطلب دوم این است که این جزئی که از کُل جدا شده و زندگی خاص خودش را پیدا کرده و بعداً در عالم واقع یک حادثه ای را پیدا کرده تا به او کمک کند تا فیکسه بشود، برای فروید این می شود هسته اولیه perversion بطور عام.

10 2 1402
درسنامه‌های دکتر کدیور: ادامه مقاله «ماورای اصل لذت»

باز فروید دارد یک سری Speculation (گمانه زنی هایی) انجام می دهد: یکی از اینها این است که نشانه ای برای اینکه یک چنین کیفیتی وجود دارد – یعنی وجود دوگانگی در غرایز – وجود همین عشق و نفرتی است که در زندگی عاطفی انسان در همدیگر اینطور تنیده شده، و اینکه فروید معتقد است غریزه مرگ (قبلاً هم صحبتش را کردیم) غریزه ساکتی است و تظاهراتی به آن صورت ندارد و وقتی تظاهراتی دارد که با غریزه زندگی به گونه ای ممزوج شده باشد. در این موارد است که غریزه مرگ را می توان دید و آن همین Ambivalence (دوگانگی) است که در زندگی عاطفی آدمها وجود دارد (دوگانگی عشق و نفرتی که هست). فروید معتقد است هر از گاهی وقتی امتزاج این دو غریزه از بین می رود و این دو غریزه از هم منفک می شوند آن وقت می شود به گونه ای غریزه مرگ را مشاهده کرد . یکی از موارد بکار گرفتن یکی از اینها سادیسم است بعنوان یک Perversion.

9 2 1402
درسنامه‌های دکتر کدیور: ادامه مقاله «ماورای اصل لذت»

فروید بارها گفته است که از یک روانکاو واقعی انتظار می رود ۳ کار انجام بدهد: ۱) هر زمان که لازم باشد تعبیری درست و بجا ارائه دهد. ۲) مقاومت های بیمار را بشناسد و بداند که آنها شامل مقاومتهای سوپرایگو و اید نیز هستند و فقط مربوط به ایگو نیستند و ۳) مهار transference neurosis که مهم ترین عمل است و آنالیز باید بر روی همین نوروز و این سمپتوم جدید انجام بگیرد. او همین جا می گوید که کار افرادی که جهت روانکاوی آموزش کافی ندیده اند همانند کسی است که دیوی را از بند رها کرده و چون نمی تواند آن را مهار کند از مقابلش می گریزد. آن دیو همین”نوروز انتقال” است. در این حالتِ عدم مهار ضربه ای اساسی بر پیکر آنالیزان و آنالیست هر دو وارد می شود.

7 2 1402
امروز ، بدون لکان ، سکون کامل برقرار است

به بهانه انتشار چهاردمین سمینار روانکاو بزرگ ؛ مصاحبه ای خواهیم داشت با ژک آلن میلر ، دانشجو ، داماد و تنها فردی که توسط لکان مجاز به بازنویسی آثار استاد است :

19 5 1401
درسنامه‌های دکتر کدیور: ادامه مقاله «ماورای اصل لذت»

اجبار به تکرار و حال قصد دارد از طریق دیگری آن را توضیح دهد و مجددا خاطرنشان می سازد که میان ego instincts و Sexual instincts تمایز اساسی وجود دارد و این نکته ای بسیار با اهمیت است. فروید در اینجا تأکید می کند که سائق ایگو به سمت مرگ و سائق جنسی به سمت زندگی تمایل دارد

19 5 1401
درسنامه‌های دکتر کدیور: ادامه مقاله «ماورای اصل لذت»

فروید چند نکته اساسی را به فاصله چند سطر مطرح کرده که ممکن است به آنها توجه نشده باشد. یک نکته بسیار مهم این است که آنچه را که قبلاً تحت نام War neuroses یا نوروزهای جنگ صحبتش را کردیم در واقع می تواند یک نوروز تروماتیک باشد.

18 5 1401
درسنامه‌های دکتر کدیور: ادامه مقاله «ماورای اصل لذت»

بهرحال فروید همیشه تأکید کرده است که Sexuality را همیشه در گسترده ترین مفهوم آن بکار برده است و در واقع باز هم همین توضیح را می توان بصورت کلی ارائه داد زیرا که ساختن یک تئوری همواره با کلمات موجود و در دسترس صورت می گیرد اما آن کلمات با معنای جدیدی مورد استفاده قرار می گیرند.

5 1 1401
سرمقاله: روانکاوی رواندرمانی نیست

قبل از هر چیز باید به او حالی کرد که روانکاوی رواندرمانی نیست، اگرچه اثرات درمانی دارد و از آنچه هم که بعضی‌ها «رواندرمانی تحلیلی» می‌نامند متفاوت است. بعلاوه، روانکاوی نمی‌تواند موضوع دوره‌های دانشگاهی باشد

21 7 1400
درسنامه‌های دکتر کدیور: ادامه مقاله «ماورای اصل لذت»

قبلا گفته شد که تمام دستگاههای فلسفی و فکری (مکتبها و مذاهب گوناگون) فقط در پی آنند که به یک پرسش (که بصورت یک ثنویت [دوگانگی] مطرح می شود)، پاسخ گویند. گاه مسئله “خیر و شر” و گاه مسئله “لذت و رنج” مطرح است. هر دستگاه فکری به نوعی به این پرسشها پاسخ می دهد. مثلا در مکاتب غربی بیشتر به لذت پرداخته اند. حتی فروید در این مقاله می گوید که آنچه الان از آن صحبت میکنیم (حاکمیت اصل لذت)، ممکن است در برخی دستگاههای فلسفی نیز مورد پذیرش قرار گرفته باشد (و منظور او مکتب hedonism است). در واقع عمده فلسفه غرب در پی پاسخگویی به این پرسش است که انسان چگونه باید از زندگی اش لذت بیشتری ببرد یا تا چه حد می تواند بخود اجازه دهد لذت ببرد و حد لذت کجاست. در مقوله ethics (اخلاق) محدوده act انسان مورد بررسی قرار می گیرد: این که چگونه باید رفتار کنیم تا لذت بیشتر و رنج کمتر داشته باشیم یا دیگران را کمتر اذیت کنیم. اما در مکاتب (یا فرزانگی های) شرق، موضوع را از روی دیگر مورد بررسی قرار میدهند و بیشتر مقوله رنج را مطرح می کنند: چرا رنج ایجاد می شود؟ چگونه باید رنج را ریشه کن کرد؟ آیا باید با رنج جنگید؟ مثلا بودائی ها اعتقاد دارند که رنج جزئی از زندگی است و انسان باید رنج بکشد.

21 7 1400
درسنامه‌های دکتر کدیور: ناخود آگاه (Unconscious)

این واژه را قبلا هم مطرح کردیم و گفتیم که قبل از فروید هم وجود داشته منتها فروید به آن یک معنای کاملا جدیدی داده و باعث شده که به قول لکان مهم ترین و منحصربه فرد ترین مفهومی باشد که در روانکاوی هست. این مفهوم منحصر به فرد به دو صورت در کارهای فروید به کار رفته: یکی به صورت یک صفت و دیگری به صورت یک اسم. وقتی به صورت صفت به کار می رود منظور هر آن چیزی است که از حوزه خودآگاه بیرون است (در یک زمان به خصوص)؛ ولی وقتی به عنوان یک اسم به کار برده می شود دیگر لوکالیزه است،

11 6 1400
درسنامه‌های دکتر کدیور: بررسی مقولات «Resistance» و «Moebius strip» از واژه نامه لکان

هر مشکلی در جریان کار [آنالیز] که باعث شود شخص نتواند این روند را آنگونه که باید و شاید طی کند مقاومت (Resistance) نام دارد. فروید، آنگونه که در مقاله «ماورای اصل لذت» می بینیم، می گوید: روانکاوی از سه مرحله گذشته است: در ابتدا منحصر به آنالیز تراوشات ناخودآگاه (مثل رؤیا، فراموشی، lapsus ها، بدیهه و…) بوده است و از این طریق سعی می شد به کنه ناخودآگاه دسترسی پیدا شود.

11 6 1400
درسنامه‌های دکتر کدیور: Suggestion

روانکاو باید این نکته را به رسمیت بشناسد که “پس مانده ای” از resistance (مقاومت) در ساختار روان باقی می ماند که آنالیز پذیر نیست و در ارتباط با بعد واقع است. اما گاه تعبیر در راستای “دلالت” است، درحالی که باید دید تعبیر (interpretation) در چه چارچوبی قرار دارد. آیا در چارچوب دلالت است یا در چارچوب معنا و بی معنایی.

25 5 1400
درسنامه‌های دکتر کدیور: Science

علم مدرن تصور می کند حقیقت تنها در اختیار اوست، و در عین حال مقوله حقیقت را بعنوان علت العلل علم طرد می کند. اینجا یک تناقضی وجود دارد، در این شکی نیست. همانطور که در مقوله knowledge خواندیم، دانش بر دو نوع است: دانش سوژه و دانش ایگو. اینجا صحبت از این نکته است که علم مدرن مسئله شهود را نادیده گرفته و در نتیجه تنها راه دسترسی به دانش از نظر آن استدلال است، که من برای آن از لغت fact استفاده کرده ام، هر چند که فیزیک دیگر اینگونه فکر نمی کند و معتقد است که علم فیزیک تنها در شهود متولد میشود و جنبشIntuitionism در ریاضی نیز مبین آن است.

25 5 1400
درسنامه‌های دکتر کدیور: Truth

برای لکان حقیقت فقط حقیقتِ اشتیاق است و علم این نوع حقیقت را طرد می کند. یعنی گفتار علمی از آنجا شروع می شود و پیشرفت می کند که این حقیقت را بگذارد داخل پرانتز. یعنی با حذف کردن این حقیقت است که گفتار علمی به کارش ادامه می دهد.

7 2 1400
تاثیر تربیت

آموزش با نسخه ناکام و اثر تربیتی با نسخه پیشرفته مربوط است. تأثیر تربیت تنها می‌تواند در یک زمینه تربیت بی پایان رخ دهد زیرا همیشه سیستم دلالت به صورت پس رویدادی یعنی به صورت گذشته نگر دلالت می‌کند.

2 2 1400
فانتاسم، کاستراسیون (اختگی). برخی اظهارات در مورد درس بیست

بنابراین (Ergo)، قدم نهایی من، فالوس مورد بحث، تصویری است و می‌تواند به عنوان ابژه کاستراسیون با علامت φ- مشخص شود. در کیس روبرت، بیمار الی شارپ، که لکان در این سمینار شش درس به او اختصاص می‌دهد، فالوس همه توان و همه جا حاضر است. در کاستراسیون، ابژه فالوس است. اما اگر فالوس تصویری در کاستراسیون ابژه است، بدان دلیل است که ابژه a تنها به عنوان اثری از کاستراسیون ظاهر می‌شود. مهم است که به این تفاوت توجه کنیم. به عنوان اثر و نتیجه، ابژه a متعاقباً به عنوان تکیه گاه سوژه در فانتزی‌اش برای به دست آوردن ژوئی‌سانس عمل می‌کند. ابژه a می‌تواند آنچه را برای سوژه انجام دهد که بزرگ دیگری ناتوان از تخصیص آن بوده است.

1 2 1400
مسؤولیت در روانکاوی

اصطلاح وظیفه به دو شیوه متفاوت استفاده می‌شود. تحت حاکمیت سوپرایگو سوژه وظیفه خود را به عنوان یک وظیفه جهانی تجربه می‌کند اما سوژه وظیفه خاص خودش را نیز دارد که مخالفت با این وظیفه جهانی است. وظیفه سوژه مرتبط با منحصر به فرد بودنش است. آیا کسی از آغاز می‌تواند نگوید که سوژه مسؤولیتی برای مخالفت با وظیفه سوپرایگوی خودش دارد؟

24 1 1400
«تاریخ خُرد روان کاوی در ایران»

روان کاوی واژه ای که دیگر معادلی جاافتاده برای کلمه ی فرانسوی “psychanalyse” شده است، امروز در ایران تاریخی چند دهه ای را پشت سر دارد، اما نه تاریخی بدون سوءبرداشت، و فاقد تحریف، تاریخی از هجمه ها و دست بردهای روان شناختی، روان پزشکانه و روان درمان گرانه روایت های عامه پسند و غالب، رسانه ای و گروهی،و آن چه می توان یک تاریخ نویسی کلان و مسلط دانست که خود را بر اساس همانند سازی با هنجارها و ارباب دال های فرهنگی بازمی شناسد.

24 1 1400
نبردِ ناپایانِ فروید

در واقع این جریانات و مخالفتها جرقه ای برای آغاز حرکت فروید بود او متوجه شد که این فقط یک مخالفت علمی نیست بلکه بیانگر شکافی است که در تضاد ساختاری با گفتمان قدرت ، دانشگاه و علم پزشکی قرار دارد.

7 9 1399
مقاله «روانکاوی وحشی» اثر زیگموند فروید

فروید، پریشانی یکی از مراجعین‌اش را برای ما نقل می­ کند: زنی چهل و چند ساله و مطلقه که به دلیل اضطراب با پزشک جوانی مشورت کرده و از او می‌شنود که علت اضطرابش نداشتن رابطه­‌ی جنسی است و اینکه برای درمان آن سه راه وجود دارد:

3 8 1399
فصل هفتم از سمینار VI

مطالعه فصل VII از سمینار VI، اشتیاق و تعبیر آن[۲]، پرسشگری ویژه‌ای را در من برانگیخت. قبل از گفتن آن به شما، مایلم بگویم که این سمینار را مطالعه کرده‌ام و تصور می‌کنم این فقط در فصل هفتم و نه در جای دیگر است که لکان گره‌ای بین بُعد واقع، بُعد تصویری و معنای سمبولیک آن ترسیم می‌کند.[۳] ژک آلن میلر این پاراگراف را یکی از موضوعات بنیادین این فصل می‌داند. مطالعه اجمالی من این اجازه را نمی‌دهد که به طور قطع اظهار کنم این تنها باری است که لکان درباره این موضوع صحبت می‌کند، اما این مسأله مانع نمی‌شود که من این فرض را داشته باشم که این در حقیقت تنها مورد است.

28 7 1399
انتخاب کلمه

ارتباطی با زبان و با بُعد واقع وجود داشت، یا به عبارت دقیق‌تر، با آن چه گفته شده و طریقی که این در آن گفته شده بود (در ارتباطش با کل و با حقیقت)، که برای من بسیار خاص بود. مثل دیگران از نسل من، که تأثیر گرفته از [ماه] می ۶۸ بودند، من با یک شیوه گفتن محاوره‌ای روبرو شدم، یک شیوه تقریباً لیبرال؛ یک سبک تعبیری که در زمان نوجوانی من بسیار مُد بود و تأثیراتی را بر من به جا گذاشت. بیایید بگویم که من تحت تأثیر واقع شدم، مثل هر فرد دیگری، با حدوث زبان، با سیل زبان، که از آن، بر اساس [گفته] لکان در کنفرانس ژنو در مورد سمپتوم، «چیزی در اظهار کردن جا مانده، یک پس مانده، همان طور که او اشاره می‌کند، که با آن، برایمان لازم است کنار بیاییم».

28 7 1399
هیستری و سنتوم

براساس نوع سمپتوم که در سازمانبندی روانی و درمان او غالب بود، این بیمار مرا به مواجهه با امکان ارائه سنتوم، در مساله غامض هیستری، از طریق یک فرضیه کاری هدایت کرد. در واقع، از جویس، و بنابراین از پسیکوز و نوشتن در کلینیک گره زدن (knotting) بود که لکان این مفهوم را معرفی کرد.

28 7 1399
تحقق آرزو

ندك زمانى پیش، تعدادی از رویاها را تفسیر كردیم، امّا مسأله تحقق آرزو را كاملاً از تفسیر خود حذف كردیم و كنار گذاشتیم. من اطمینان دارم كه شما مكرراً برانگیخته مى‏‌شوید كه از خود بپرسید: امّا تحقق آرزو كجاست؟ آنچه كه قرار است هدف و مقصود كاركرد رویا باشد.این پرسش، پرسشى مهم[بنیادین] است چرا كه منتقدان معمولى ما آن را مطرح مى‏‌سازند.

7 7 1399
درسنامه‌های دکتر کدیور: ادامه مقاله «ماورای اصل لذت»

توجه شما را به این نکته جلب می کنم که این مقاله در سال ۱۹۲۰ نوشته شده است. با اینهمه ما امروز در دهه نود میلادی، صحبت از افراد موجی می کنیم. وقتی من تازه به ایران آمده بودم، وقتی کلمه موجی را بکار می بردند متوجه نمی شدم و می پرسیدم این موجی که شما می گویید، چیست؟ برای من توضیح دادند که که آنها آدمهایی هستند که در جبهه تحت تأثیر امواج انفجار قرار گرفته اند. من درخواست کردم که یکی دو مورد از آنها را به من نشان بدهند و با شگفتی تمام متوجه شدم که آنها موارد War Neurosis بودند

7 7 1399
درسنامه‌های دکتر کدیور: سوگ و ملانکولی

ملانکولی بسیار متفاوت از سوگواری است، چون در ملانکولی رابطه سوژه با ابژه رابطه‌ای سرراست نیست. در سوگواری موضوع مشخص است: یک ابژه‌ای بوده و از دست رفته است (معمولاً هم به دلیل مرگ ابژه)؛ ولی در ملانکولی وضعیت فرق می‌کند. در اینجا یک Ambivalence نسبت به ابژه وجود دارد، و این نکته است که مسئله را پیچیده می‌کند.

7 7 1399
درسنامه‌های دکتر کدیور: روند “Passe“

از دیدگاه لکان، اگر روانکاوی قرار است ادامه حیات بدهد، باید کسانی آن را هدایت کنند (روانکاوان). امّا یک روانکاو چگونه بوجود می‌آید؟ به همین دلیل است که لکان معتقد است فقط خودش تئوری روانکاوی (فروید) را ادامه می‌‌دهد و اصرار دارد مشخص کند که چه کسانی باید آن را به پیش ببرند. اینجا مقوله Training مطرح می شود.

7 7 1399
درسنامه‌های دکتر کدیور: درسنامه سایکوآنالیز و Pass

دو مقوله اینجا مطرح می شود، یکی اینکه لکان نقد روانکاوانه را مسخره می کند اما با اینحال معتقد است که روانکاو همیشه یک موضعی دارد، مثل هر آدم دیگری دارد در این دنیا زندگی می کند و هر اتفاقی که می افتد به او هم مربوط است، در نتیجه او موضعی دارد و موضع روانکاو باید از جایگاه روانکاوی باشد. یکی تفاوت نقد روانکاوانه است با موضع روانکاوی، اینکه Conceptهای روانکاوی را برداریم و جای دیگری ازش استفاده کنیم، کاری که خیلی فراوان صورت می گیرد، لکان با این کار مخالف است.

7 7 1399
درسنامه‌های دکتر کدیور: پایان روانکاوی و عمل

نزدیک شدن به پایان روانکاوی، نزدیک شدن به ابژه «a» است. هرچه آنالیزان به ابژه «a» نزدیک تر میشود، اضطرابش بیشتر می‌شود. یعنی نزدیک شدن به ابژه زاینده اشتیاق اضطراب تولید می‌کند، و این افزایش اضطراب یکی از علائم نزدیک شدن به ابژه «a» است. در سخنرانی هایی که در انجمن روانشناسی بود از پایان روانکاوی آغاز کردیم، و در این سری از کلاسها هم از مقاله فروید « روانکاوی با پایان و بی پایان » شروع کردیم و گفتیم در مکتب لکان روانکاوی دارای پایان است و آن زمانی است که آنالیزان از میان فانتاسمش عبور کند. باید از فانتاسم بنیادی عبور کند تا در نهایت به ابژه «a» برسد. وقتی اینکار انجام شد، روانکاوی پایان یافته است. و گفتیم تفاوت روانکاوی در مکتب لکان و بقیه مکاتب روانکاوی این است که آنها هیچ نوسیونی از اینکه پایان روانکاوی چیست ندارند، و به این دلیل به معیارهای زمانی رو آورده اند.

7 7 1399
درسنامه‌های دکتر کدیور: مقاله «درباره نارسی­ سیسم» فروید

هر حال اینکه چرا جایی موظف هستید که اطلاعات را بدهید و اصلاً بر اساس این کار ارزشیابی می­ شوید و از طرف دیگر هیچ وقت به کسی اصرار نکنید. یعنی اطلاعات را تا حدی پیش می ­بریم که دیگر شما متقاضی نشوید که از طرف بخواهید برود خودش را درمان کند. بهترین مثال که چگونه نوروتیک از هر چیزی برای داشتن یک Gain استفاده می­ کند. مثلاً همان بیمار آقای زمانی. با وجود اینکه هیچ کس اصراری نکرده بود

25 6 1399
درسنامه‌های دکتر کدیور: توضیح مقاله «روانکاوی پایان پذیر و روانکاوی پایان ناپذیر» فروید

آیا می شود دوره روانکاوی را کم کرد ؟… با صحبت هایی که شد فروید به این نتیجه رسیده که خیر با این اهدافی که الآن روانکاوی در مقابل خودش قرار می دهد نه تنها نمی شود صحبت از کوتاه کردن روانکاوی کرد بلکه با عمیق تر شدن اهداف روانکاوی مدت درمان هم طولانی تر می شود.

25 6 1399
درسنامه‌های دکتر کدیور: درسنامه روانکاوی با پایان و روانکاوی بی پایان

در روانکاوی، حداقل بر اساس نظریه فروید، تعارض اصلاً جزو برنامه است. موضوعی نیست که روی آن بخواهیم چیزی را نتیجه‌گیری کنیم. در مورد ناکامی هم که من اصلاً نمی‌دانم کامیابی و ناکامی چی هست؟ اینکه در مکتب لکان، همین ژوئی سانسی که مطرحش می‌کنیم به زبان ساده یعنی مخلوطی از لذت و درد و اینکه این مخلوط بالاخره نامش ناکامی است یا کامیابی جوابی ندارد. و اینکه توضیح فرویدی اش را بخواهیم در نظر بگیریم، فروید وقتی که صحبت از غریزه مرگ می کند و صحبت از این می کند که آنچه که در یک سیستم ناخشنودی است در سطح سیستم دیگر خشنودی است؛ یعنی آنچه برای سیستم خودآگاه ناخشنودی است در سطح ناخودآگاه یک خشنودی دارد. بنابراین ناکامی و کامیابی کلماتی است که زیاد از آن استفاده نمی کنیم و رویش هم چیزی را بنا نمی کنیم.